سيد محمد دامادى
296
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
در خطبهء كتاب « كليله و دمنه » مىخوانيم : « بخشايندهيى كه تار عنكبوت را سدّ عصمت دوستان كرد . » نه از باديه ، بل ز طوفانِ نوح * به كشتىِّ عِصمت ، درون آمديم [ خاقانى ] من از آن حُسنِ روز افزون ، كه يوسف داشت ، دانستم * كه عشق از پردهء عصمت ، برون آرد ، زليخا را [ حافظ ، غزل 3 / 6 ص 22 ] گر من آلوده دامنم ، چه زيان ؟ * همه عالَم ، گواهِ عصمتِ اوست [ حافظ ، غزل 60 / 4 ص 136 ] چون طهارت نَبُوَد ، كعبه و بتخانه يكيست * نَبُوَدْ خير در آن خانه كه عصمت نَبُود [ حافظ ، غزل 213 / 6 ص 442 ] مجسّم ؛ [ اسم مفعول عربى ] جسميّت حاصل نموده و به صورت جسم درآمده ، داراى جسم . [ معين و دهخدا ] اصطلاح هندسه و چيزى است كه آن را طول و عرض و عمق باشد و حاصل آن جسم تعليمى است [ كشّاف اصطلاحات الفنون ] ذات ؛ وجود ، هستى مجوى از وحدتِ محضش برون از ذاتِ او چيزى * كه او عام است و ماهيّات خاص اندر همه اشيا [ ناصر خسرو ] بى خود از شعشهء پرتوِ ذاتم كردند * باده از جامِ تجلّىِ صفاتم دادند بعد ازين ، روىِ من و آينهء وصفِ جمال * كه در آنجا خبر از جلوهء ذاتم دادند [ حافظ ، غزل 178 / 2 و 4 ص 372 ] رحمت ؛ به معنى بخشش و مهربانى خداوند نسبت به مخلوق و إسناد آن به خداى تعالى از حيث انتها و غايت آنست . لغتى است به معنى رقّت قلب و انعطاف كه